شيخ ذبيح الله محلاتى
48
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و لاى و تيرگى آب ندارد و چندان وسيع است كه از هر طرف مىتوانند تشنگان بر او وارد شوند به تمام آسانى و سهولت و چندان حلاوت و عذوبت و صفا و روشنى دارد كه آتش جوع را هم فرونشاند و هر مريضى را لباس صحت و عافيت بر او پوشاند و همانا اگر از ابو الحسن تجاوز نمىكردند ابواب بركت و رحمت از هر طرف بسوى ايشان باز مىشد و چون كفران كردند زود است كه خداوند آنها را بكردار زشت ايشان مأخوذ دارد اينك حاضر باشيد و گوش داريد در مدت حيوة خود تا بنگريد آنچه را كه گفتم از حوادث روزگار كه شما را بتعجب آورد آخر بكدام سناد متكى شديد و بكدام حبل المتين چنگ زديد كه سر را بر دم و كاهل را بر دنباله تبديل نموديد چه بسيار ذليل و خوارند قومى كه كردار خويش را نيكو پندارند همانا ايشان در شمار مفسدانند و نمىدانند آيا آنكس كه بشاهراه هدايت دلالت مىكند مستحق است كه مطاع باشد يا آنكس كه طريق غوايت سپارد و زشت را از نيك نداند على بن ابى طالب آنكس باشد كه در قوه و استعداد او بود كه مردم را بر سرچشمهاى فرود آورد كه اطراف و جوانب انهار آن نظيف و پاكيزه بود و آنها را از آبگاه سيراب برمىگردانيد و در پنهانى و آشكارا آنها را نصيحت مىنمود درحالىكه خود آن حضرت از غناى آنها بهره نمىبرد و از دنياي آنها براى خود چيزى ذخيره نمىفرمود مگر به اندازه شربت آبى كه تشنه خود را سيراب كند و اندكى از طعام كه گرسنه سدرمق خود به دو نمايد يعنى اگر على خليفه مىشد امور دين و دنياى مردم بنظام مىآمد بهطورىكه همه مستغنى شوند بدون اينكه خود آن حضرت از ثروت و غناي أنها استفاده برد مگر به اندازه خوردن و آشاميدن متعارف و اقل ما يقنع به در آن وقت زاهد از راغب و راستگو از دروغگو تميز داده و شناخته مىشد شاهد اين مطلب كلام پروردگار است كه مىفرمايد اگر مردم قرى و دهات ايمان مىآوردند و تقوى و پرهيزكارى را شعار خود مىكردند هرآينه درهاى آسمان را برحمت و بركت به روى أنها باز مىكرديم و زمين را رخصت مىداديم تا خير و بركات خود را برون اندازد و لكن چون مردم تكذيب آيات الهي كردند و باعمال زشت پرداختند